تبليغاتX
((( پرواز را به خاطر بسپار )))
 

  فقط صدای پای عشق میتوانست

 

   خاموشی حزن انگیز مرا به پایان برساند

 

  واین پایان ماجراست ... خداحافظ    تو

 

  خوابم را  هراسان به سپیده نکشاندی

 

  تو چشمان خیس و سرخم را چه ناچیز

 

  فروختی ... به بهانه ی تنهایی ات . 

 

  هی فلانی مگر خدا تنها نیست؟

 

  دیگر صدای پای عشق را نمی شنوم... 

 

فرشته سبز

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

تنها تویی که حرفم را فهمیدی

تنها تویی که با من گریه کردی

هیچکس صدای شکستن غرورم را نشنید

هیچکس زمزمه فریاد خاموشم را درک نکرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

 

عکسها

در هیاهوی رنگها

باکره نیستند !

زمین بیوه

اقیانوس آرام

شب خواب نمی بیند

حتی ...

نمی افتد

به چشمهایم

ستاره ای

خون بازی ممنوع

زنگها می رقصند

مردها می جنگند

این تجاوز ناعادلانه است

عکسها می ترسند ٬ به عریانی

زنها می میرند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

دل مي بندي به آدما سر خوش و

سر مست مي ري جلو آنقدر

تند مي دوي که اطرافت رو

تار مي بيني ? لذت مي بري

چون از دويدن خوشت مي آد

آره مهم اينه که داري مي ري جلو

تو داري حرکت مي کني >>

ايست ايست ايست

آهاي تو کي هستي ؟

اينجا چي مي خواي ؟

م.. م... من !!!

من آدم هستم !

داشتم مي دويدم من تنها نيستم

دوستامم اينجان

دوستات ؟

اما من اينجا کسي رو به غير

از تو نمي بينم ؟!

اما ...... اما ما با هم مي دويديم

>>>>>>>>>>>>>>>>

آره تو تنهايي

آره آدم جون آدما همينن ؟!!

آنقدر تنهايي که مطمئني به

 آخر دنيا رسيدي !!

آره دنيا گرد نيست !!!

يه راه مستقيم و باريک

که آخرشم بن بسته !!!

زود باش زود باش سريعتر

بالهاتو باز کن بال بزن

پرواز کن پرنده باش

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

نه نه نه نه نه نه

تو پرنده نيستي !!!

بالهاتو چيدن پراتو کندن

تو اسير شدي پرنده کوچولو

تو اسيري ميون کلي آدم

آره باهات مي دويدن

بازي مي کردن

.......................

اما تو هيچ وقت نفهميدي که

اسيري و بالهاتو ..............

>>>>>>>>>>>

از مشکي خوشت مي آد چون عاشقي

بخاطر عصيانت قرمز به تن مي کني

زرد يعني تنفر

آبي = آرامش

هر رنگي نماد يه چيزه

اما ...

اما سبز يه چيزه ديگست ؟؟؟

سبز يعني بهار

يعني لطافت

جواني

مهرباني

زندگي

و ? از همه مهمتر سبز

يعني فرشته ؟؟؟

آره سبز ? مثل ? (( فرشته ))

>>>>>>>>>

نگاهت خيره به ديوار بن بست

دنياست

تو هيچ بالي براي پريدن نداري

دستاتو مي بري بالا

خدا رو صدا مي زني

خدا جونم خداي مهربونم

دستمو بگير اينا بالاهاي منن

خدا صداتو شنيد

واي خداي من دستامو بگير

منو ببر پيش خودت

من از زمين و زمينيا بدم مي آد

من اينجا تنهام ? تنهام ? تنهام

خدا تو چشات نگاه مي کنه خيلي

 رنجيدي مي فهمه اما...

اما دستتو نمي گيره !!!

نه ?نه ? نه  دستمو ول نکن

خدا گريش مي گيره !!

آخه خيلي جوني

پس ? پس ? بايد بموني

>>>>>>>>>>>

چشماتو مي بندي

دستاتو مي آري پايين

نا اميد و رنجور باز سرگردان مي شي

حتي مرگ هم به سراغت نمي آد !!

>>>>>>>>>>>>>

تنت حرم عجيبي داره

احساس غريبي داري

تا حالا اينقدر سبک نبودي

اتگار داري پرواز مي کني

دوست نداري چشماتو باز کني

مي ترسي رويا باشه

اما نه .... بازي باد روي تنت رو

 حس مي کني !!

واي خداي من

همه جا سبزه

يعني من مردم ؟

اينجا بهشته ؟

من بال دارم دارم پرواز مي کنم

به اطرافت خوب نگاه مي کني

فقط تو هستي و يه فرشته ي سبز

اين فرشته ي نجات توست

پرنده کوچولو تو تنها نيستي

تنها نيستي

نيستي

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 11:28 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

 

باورم نمی شه

همه ی پست

سبز مثل فرشته

پاک شد

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 11:15 قبل از ظهر  توسط کاج تنها  | 

 

تا حالا عاشق شدي ؟

نه نشدي !!!!

به خدا مي گم نشدي > تا حالا عاشق فرشته نشدي

ببينم تو تا حالا يه فرشته ديدي ؟! يه فرشته ي سبز

اما من ديدم آره  >>>>>>> من عاشقم عاشق يه

فرشته ي سبزبا دستهاي پر ؟!!

آره باور کن دستاش پر از زندگي پر از حيات پر از مهربوني

تو تا حالا يه  فرشته ي سبز با چشم هاي خمار وحشي

 ديدي !!؟؟؟نه حتا نمي توني تصور کني <>>>

آخه تو پرنده نيستي تو که بال نداري تو که عاصي نيستي

تو وحشي نيستي !! اوه خداي من تو هيچي

 نيستي !!!!!!!!!!!!!تو فقط يه آدمي ////   تو فقط يه

 احمقي !!!که از صبح تا شب سگدو مي زني واسه يه لقمه نون

همش به فکر پولي به فکر ماديات به اينکه کجا باشي و با

 کي باشي تو اصلا به عشق فکر نمي کني

به اينکه آغوش يه فرشته به روت باز بشه فکر نمي کني

چرا ؟ آخه چرا تنت اسيره پوله ؟؟؟ چرا  اسکناس تنت رو

 لمس مي کنه ؟ به خدا اسکناس دستاش حرم نداره

بيا بيا پرنده باش بيا فرشته ي تو همين اطرافه بيا و بالهاتو

باز کن<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>

اين صداي پريدن بالهاي يک پرنده ي وحشي است

فرشته ي سبز وحشي است

چشم هايش وحشي است

نگاهش وحشي است

اين يک هم آغوشي عاشقانه ي وحشي است

دروغ ممنوع اينجا عشق حکم مي دهد

تو تا حالا عاشق نشدی عشق تاسف نمی آره

عشق جنون می آره

هر وقت یه فرشته دیدی ............................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 تیر1386ساعت 0:31 قبل از ظهر  توسط کاج تنها  | 

 

این

همه ی هستی من است

که می بینی

سیگار بر لب

انگشت هایم بوی خون می دهد

نه ــــــ پرواز نخواهم کرد

به دروغ !!!

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

 

روسری گلدار آبی

تن پوش سبز

نه اصلا نمی آید

حتی !

دستهای خالی گریه ندارد !

ده میلی گرم کافی است

بازی از صحنه آغوش می شود

فردا از آِمدنت

نه اصلا نمی آید !

پرواز به افق

چشمهایت

خمار وحشی

پانزده بار ـــــــ زد

نه اصلا نمی آید !


تو کیمیا

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

 

بالهایت را بگشا

به تنهایی آغوش

این پرنده وحشی

به پرواز

+ نوشته شده در  شنبه 23 تیر1386ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  | 

تقدیم به اونی که آغوشش مرا به پروازمیدارد

پرنده پر گشودن را از که می آموزد؟

خواندن را؟

عاشق شدن ودلدادگی ؟

اما من همه پرندگی ام مدیون توست

پرواز .. عشق ... فریاد.....

           تمام ناتمام من با تو تمام میشود.....

   
فرشته سبز تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 خرداد1386ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط کاج تنها  |